تبلیغات
Online Gamer - اطلاعاتی درباره ی قوم های جنگ خان ها
Online Gamer
این وبلاگ یک مرجع برای بازی های تحت وب است
استارباکس

مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 1391/01/10

در بازی جنگ خان ها هر قوم ویژگی مخصوص به خودش را دارا
می باشد که قبلا انها را معرفی کرده
امروز میخواهم تاریخچه ی این قوم هارا برای شما بگزارم
برای دیدن تاریخچه به ادامه ی مطلب بروید

1- بلغار ها
دوره بین قرون 8-7 یکی از مهمترین دوران قرون وسطایی بلغارها می باشد. خان آسپاروخ اولین کسی بود که بیزانس ها را شکست داد و در سال 681 بلغارستان متحد را شکل داد و فرمانروایی کرد. این پایدار ترین سیاست بربریان در جنوب شرقی اروپا بود که در طی عهد نامه ای بین بلغارها و اسلاوها پایه ریزی شده بود. در انتهای قرن 7 یک بلغارستان دیگری بنام مقدونیه روی نقشه ظاهر شد، که از بلغاری های کوبرت محسوب می شدند. در مدت کوتاهی خان های بلغاری به عنوان قدرت اول در شبه جزیره ایبری مطرح شدند. در پی افزایش قلمرو خان ها ، بلغارستان پیشرفت قابل توجهی داشت و برای پایه ریزی سیاستهای خود در منطقه برنامه ریزی میکرد. در سال 718 در طی نبردی با اعراب در شهر کاریگراد آنها را به عقب راندند. در دهه های بعد رهبران و سیاستهای بسیاری از سلطنت بلغارستان گذر کرد. در زمان خان کروم(814-803) بود که بیزانیس ها آنها را به عنوان برده اسیر کردند. تا قبل از آن بلغارستان به قدرت مطلق در منطقه تبدیل شده بود. تنها چیزی که آنها را از بقیه اروپا جدا می کرد این بود که در سال865 تحت فرمانروایی کنیاز بوریس اول بلغارستان یه دین مسیحیت روی آورد.

2-فرانک ها

فرانک ها یا مردمان فرنگی ، مردمانی همیشه در حال تغییر از قبایل آلمان غربی بودند، که به قسمت های کوچکتری تقیسم شدند، "سالین فرانک" ها که در کنار دریا زندگی می کردند و "ریپوارین فرانک" ها که در امتداد رود راین زندگی می کردند. سالین ها که بعداً سرآمد دیگر قبایل شدند، به زبان هلندی اولیه صحبت می کردند. فرانک ها برای اولین بار در حدود سال 260 ظاهر شدند. بعضی اوقات آنها با قبیله های غیر همزبان خود متحد می شدند، مانند فریزین ها و به ندرت ساکسن ها. بیشتر مردمان فرنگی در مرزهای شمالی راین در منطقه ای بنام "فرانشیا" زندگی می کردند.از طرفی آنها فشار ثابتی بر روی مرزهای روم اعمال می کردند،اما همچنین از طرف دیگر در زیر پرچم آنها نیز خدمت می کردند. آنها به آرامی "باتاویان" ها را در قلمرو خود جایگزین کردند و قلمرو خود را در سرزمین رومی ها تا دلتای شِلت گسترش دادند، جایی که سالید ها گندم خود را بر ارتش رومی ها بسته بودند. فرانک های دیگر نیز به سالیان ها کمک کردند تا بر رومی ها غلبه کنند. همه فرانک ها در گوال متحد شدند و به آرامی قلمرو خود را تا بخش اعظم اروپای غربی گسترش دادند.محل فرانک ها در سال1000 به فرانسه شناخته شد اما یک قسمت اعظم تر از آنها نیز در قسمت شرقی فرانشیا که بعداً به آلمان کنونی تبدیل شد ، زندگی می کردند. به خاطر شباهت اسمی فرانک ها با فرانسه آنها اشتباهاً به فرانسه نسبت داده می شوند تا آلمان یا هلند.در قرن‌ هفتم و هشتم میلادی فرانک‌ها به‌توسعه مستعمرات خود در جنوب آلمان پرداختند. از سال (1200 میلادی)، نام فرانک فقط به این بخش اطلاق می‌گردد. واژه معروف فرنگی که در زبان فارسی رایج است، از نام فرانکه یا فرانکی دریافت شده‌است. واژه فرانک به معنی آزاده یا دلاور و نترس است


3-
آلمان ها

در دوران قرون وسطی آلمان، تحت تأثیر سازش فرانسه شرقی در قرن 9 پدیدار شد. چگونگی پیشرفت و گسترش تدریجی آنها مشخص نیست . بعد از گرایش به مسیحیت، سازمانهای ارشد کلیسای کاتولیک های روم از گسترش برده داری در آلمان آگاه شد، که در آلمان "اشتیاق به شرق" را نتیجه داد.در همان زمان ، حرکت جدید نیروهای دریایی آلمان به مسلط شدن آنها در حوزه دریای بالتیک و مرکز اروپای شرقی و سراسر اتحادیه بازرگانی ختم شد. مردمی که امروزه ما به عنوان آلمانی در نطر می گیریم ، با یک فرهنگ و آداب مشترک با آن مردم زور گوی قرون وسطی تفاوت دارند. در حال حاضر تا شمال مانند برگن در نروژ، استکهلم در سوئد، وایبورگ در روسیه ساکن شده اند. در همین زمان مهم است تا بدانید که اتحادیه بازرگانان منحصراً در اختیار آلمان ها به خاطر حس نژاد پرستی نبود. خیلی از شهرهایی که به اتحادیه پیوستند خارج از امپراطوری روم مقدس بودند، که همه اش توسط خود آلمانی ها بنا ننهاده شده بود، و شماری از آنهارا نیز نمی بایست تا به عنوان آلمانی توصیف کرد. تنها در اواخر قرن 15 بود که امپراطوری آلمانها را میتوان همان امپراطوری مقدس روم نامید که حتی همین هم کاملاً آلمانی نبود، به طور مشخص می توان از وجود اقلیت های اسلاو در آن نام برد. جنگ سی ساله ، یک سری جنگ های ستیزه جویانه ،اساساً در آلمان، انحلال امپراطوری روم مقدس را مخرز ساخت ، و جنگهای ناپلئونی جام زهر را به خوردش داد .

4-پارس ها
امپراطوری پارس ها یک سری امپراطوری هایی موفقی بودند که در سرتاسر فلات ایران، سرزمین اصلی پارس ها، و در دوردست ها یعنی آسیای غربی ، آسیای جنوبی ، آسیای مرکزی و همچنین بین دریای کاسپین و سیاه ، فرمانروایی می کردند. اولین امپراطوری پارسیان تحت سلسه هخامنشی (550 - 330 ق.م) تشکیل شد. امپراطوری پارس های هخامنشی بزرگترین امپراطوری تاریخ باستان بود و در زمان کوروش کبیر و خشایارشا کبیر به بزرگترین وسعت خود رسید. این امپراطوری تحت فرمانروایی کوروش بزرگ - کسی که مدیا را تحت سلطه خود در آورد - تشکیل شد و بر بیشتر سرزمین های خاور میانه شامل سرزمین های بابیلون و آشوریان ، فنیقی ( سوریه امروزی) و لیدیا ( ترکیه امروزی) غلبه کرد. کامبوزیا پسر کوروش کبیر به کشورگشایی های پدر با غلبه بر مصر ادامه داد. امپراطوری هخامنشیان در طی جنگ با الکساندر بزرگ ( اسکندر ) به کار خود پایان داد. تا 550 سال بعد از آن در ابتدا اکثر پرشیا توسط نوادگان الکساندر (اسکندر مقدونی) و سپس توسط سلسله پارتیان اشکانی اداره می شد.
سلسله ساسانیان ، که در سال 226 ب.م جایگزین اشکانیان شده بود، از همان منطقه هخامنشیان شروع به لشگر کشیهای خود کرد، و تصور امپراطوری پارس ها را دوباره ایجاد کرد. آنها تا اواسط قرن هفتم و شکست در مقابل عرب ها فرمانروایی می کردند. بعد از انکه عباسیان قدرت را در دست گرفتند و پایتخت را به بغداد در بین النهرین کنار رود دجله نزدیک پایتخت قدیمی ساسانیان بردند ، خلافت اسلامی به تدریج به پارسی ها گرایش یافت. در اواخر قرن 9 زمانیکه عباسیان از هم گسسته شده بودند گروه های ایرانی برخواستند و ادعاهایی بر پیوستگی به ساسانیان و دوباره بنا کردن امپراطوری کهنه پارسیان را نمودند. در قرن 16 صفویان قدرت را در ایران در دست گرفتند و پس از یک دوره تقسیمات کشور تحت تسلط آنها اداره می شد. در این زمان کشور بیشتر به نام پرشیا در غرب شناخته می شد.
بدون شک پرشیا نقش انکار نا پذیری را در تاریخ ایفا کرده است ؛ در حقیقت ، فیلسوف آلمانی جرج ویلهلم
از پرشین ها به عنوان اولین مردمان تاریخ نام می برد و عنوان می دارد: " پرشیا ابتدا به خود نورافشانی می کند و سپس با نور خود اطراف را نیز روشنایی می بخشد... حقیقت رشد و توسعه اقتصادى با تاریخ پرشیا آغاز شد؛ بنابراین این قوم آغازگر تاریخ می باشند".

5-روم شرقی

یزانس نام پایتخت بیزانس امپراطوری روم شرقی است که بر کل امپراطوری اطلاق می شد. این امپراطوری، یعنی امپراطوری بیزانس یا روم شرقی از 330 تا 395 در قسمت شرقی قلمرو روم به وجود آمد و تا سال 1461 میلادی پایدار بود.
تاریخ این امپراطوری به سه بخش تقسیم می شود :
1- عهد امپراطوری رومی عمومی که دنباله دوران روم باستان است. (330 تا 641 میلادی)
2- عهد امپراطوری رومی و یونانی (641 تا 1204 میلادی) در این دوره یونانی و شرقی شدن امپراطوری کاملاً تحقق یافت و عربها و اسلاوها کاملاً مطیع آن شدند.
3- عهد امپراطوری منقسم (1204 تا 1461 میلادی) که در طی آن لاتینیان، بیزانسیان و ترکان با یکدیگر مشغول نزاع بودند.
پایتخت بیزانس در محل استانبول امروزی در 667 قبل از میلاد به دست یونان بناشد و به سبب موقعیتی که بر تنگه بُسفر داشت، از همان ابتدا اهمیت فراوان یافت. در جنگهای پلوپوزی چند بار در میان دو سپاه دست بدست شد تا اینکه در 196 بعد از میلاد در دورة امپراطوری سوروس رومیها آن را گرفتند در 320 میلادی به امپراطور کنستانتین شهر جدیدی در این محل ساخته شد که همان قسطنطنیه (اسلامبول امروزی) است و بعدها پایتخت امپراطوری روم شرقی گردید.
قسطنطنیه یک بار در جنگهای صلیبی از سوی مسیحیانی که از اروپای غربی آمده بودند و خوراک و پوشاکی نداشتند تاراج شد و پس از آن امپراطوری بیزانس به امپراطوری لاتینی به قسطنطنیه و ممالک مستقل تجزیه شد.
در سال 1261 میلادی میخائیل فرمانروای نیقیه، قسطنطنیه را تصرف کرد و امپراطوری قدیمی را تا حدودی تجدید کرد. اما سرانجام در دورة کنستانتین نهم در سال 1453 قسطنطنیه به تصرف سلطان محمد فاتح در آمد و بدین ترتیب امپراطوری هزار ساله بیزانس از بین رفت و دولت عثمانی جانشین آن گردید.
نام قسطنطنیه نیز به اسلامبول (شهر اسلام) تغییر یافت. . در دنیای اسلام از آن به عنوان روم یاد میشود. دقیقاً معلوم نیست کی امپراطوری روم شرقی شروع شد. خیلی ها بر این باورند که امپراطور کنستانتین اول ، اولین امپراطور بوزانتین ها باشد. او کسی بود که پایتخت امپراطوری را از رم به بیزانیس و یا رم جدید انتقال داد. چند روز آغازین سلطنت تئودو سیوس اول زمانی بود که اختلاف سیاسی بین شرق و غرب بالا گرفت. بعضی ها آنرا در اواخر سال 476 می دانند زمانی که رومیلیوس آوجیوستولوس، که مطابق روایات از او به عنوان آخرین پادشاه نام برده می شود، عزل شده بود و امپراطوری را در شرق رها نمود. برخی دوباره سازی امپراطوری را منتسب به هیلاریوس می دانند زمانی که ، حروف و القاب لاتین جای حروف و القاب یونانی را گرفته بود. در هر حالتی تغییرات کلی در حدود سال 330 بود، زمانیکه قسطنطینه به عنوان پایتخت جدید انتخاب شده بود. روند یونانی شدن و افزایش مسیحیت از قبل در جریان بود. امپراطوری رسماً در سال 1453 بعد از سقوط قسطنطینه به دست ترکان عثمانی پایان یافت. با این وجود قوانین یونانی تا سالها بعد از آن در سرزمینهای تحت سلطه امپراطوری، تا سال 1460 در زمان سقوط موستراس و 1461 سقوط تربیززوند استفاده می شد .


6-
بریتانیایی ها
پس از شکست سپاه روم به گول ها (فرانسه کنونی) در حدود 400 ق.م جزایر بریتانیا به دوران تاریکی سقوط کرد. تمدن بریتانیا - رومانو، بعد از یک دوره تاخت تاز بربری ها فوراً از بین رفت. نژاد کِلتها از ایرلند می آید(یک قبیله از کلت ها اِسکاتی نامیده می شوند که نام خود را از جزیره کوچک اسکاتلند میگیرند.) ساکسن ها و زیر مجموعه آنها از سرزمین ژرمنها می آیند، فریزیان ها از هلند امروزی می آیند و جوت ها از سرزمین امروزی دانمارک می آیند. تا سال 800 ق.م بیشتر سرزمین بوسیله ساکسن ها و زیر مجوعه آنها فرمانروایی می شد . تا سال 800 ب.م ، فقط ولز ، اسکاتلند و کرن وال غربی از طایفه کلت ها باقی ماندند. ساکنان جدید "اگلو ساکسن" ها هستند که نام سرزمین خود را انگلیس نامیدند (سرزمین فرشته ها). در سال 865 صلح در انگلیس مختل شد - وایکینگهای دانمارکی که به فرانسه و آلمان حمله کرده بودند و الان دارای ارتش عظیمی شده بودند توجه خود را به جزایر معطوف کردند. اکثر پادشاهی های اگلو ساکسن شکست خوردند و یا تسلیم شدند و تنها سرزمین غربی ساکسن ها که توسط آلفرد فرمانروایی می شد توسط روحیه بالای جنگجویی که در خلال سالها بدست آورده بودند نجات پیدا کردند. در سال 1954 پس از سالهای زیاد سلطه دانمارکی ها بر جزایر بالاخره آخرین پادشاه وایکینگ ها شکست خورد و انگلیس برای اولین بار توسط یک پادشاه به صورت متحد در آمد. در سال 1066 در طی یک نبرد سهمگین ،پادشاهی انگلیس به انتها رسید و ویلیام برای مدت دو سال بر جای پادشاه نشست. از سال 1337 تا 1453 جنگهای 100 ساله انگلیس با فرانسه ادامه داشت. آغاز این جنگ به این خاطر بود که پادشاه ویلیام تخت سلطنت فرانسه را می خواست. همچنین آزادی اسکاتلندی ها نیز یکی از اهداف جنگ بود. بزرگترین مشکل فرانسوی ها کمانگیران انگلیسی بودند که توسط ارتشی بزرگ و بسیار مجهز محافطت می شدند. انگلیسی ها جنگ را متوقف نمی کردند و فرانسوی ها توسط یک زن روستایی بنام جین دارس که به ارتش آنها الهام می بخشید ، با پس گرفتن بوردو در سال 1453 به جنگ خاتمه دادند .
7-اعراب

تحقیقات باستان شناسی نشان داده که بین یمن و آفریقا تجارت های باستانی وجود داشته است . گمان زده می شود که 1000 سال قبل از میلاد مسیح عربستان به دو ناحیه شیبا و هیمیار تقسیم شده بوده است. تسخیر عربستان به خاطر طبیعت آن - بیابان - تقریباً غیر ممکن بود. در سال 24 ق.م بالاخره روم به عربستان تاخت و شمال حجاز برای مدت مدیدی در اختیار گرفتند. در قرن 7، بعد از آنکه محمد دین اسلام را بنا نهاد ، شبه جزیره برای مدت کوتاهی متحد بودند. نسل محمد کمک کرد تا جنگ داخلی بین قومهای عرب متوقف شود و سرزمینهای جدیدی را فتح کنند. این سرزمین ها ، شمال آفریقا، آسیا، اسپانیا ، قسمت شرقی روم باستان در سال 750 و جنوب فرانسه(جایی که بالا خره در سال 732 چارلز مارتل فرانسوی جلوی اعراب را گرفت) بودند. گسترش وسیع سرزمینهای مسلمانان باعث شد تا تخت خلیفه از مدینه به دمشق نفل مکان کند. گروهی به نام قرمطیان ها، سعی کرد تا اتحاد را دوباره برقرار کند اما در قرن 11 هرج و مرج یکبار دیگر همه جا را فرا گرفت.

8-گوت ها

تنها مرجعی که در مورد گوتیک های اولیه صحبت کرده جردن گتیسا میباشد که خلاصه ای از 12 دفتر گمشده تاریخ گوتیک در حدود سال 530 توسط کاسیودوروس در ایتالیا نوشته شده است. برخی از تاریخ شناسان معتقدند که او یک سلسله افسانه ای از گوتیگ ها ساخته است که شک را در مورد نژاد اسکاندیناویایی ها ایجاد کرده است. مرجع اصلی دیگر برای تاریخ گوتیک های بعدی آمیانوس مارسلیوس هیستوریه می باشد که به شرکت گوتیک ها در جنگ داخلی بین امپراطور پروسوپیوس و والنس، بحران مهاجران گوتیک و قیام آنها را در طی سالهای 382-376 ،اشاره کرده است. همچنین در کتاب دیگری به جنگ گوتیک ها در سالهای 552-535 اشاره شده است. مکان مشخص اصلی آنها گوتلند که همان سوئد امروزی است بود. احتمالاً آنها با جدا شدن از قبایل وابسته مانند گوتار ها بوجود آمده بودند. آنها در طی قرن 3 به جنوب شرقی در امتداد رودخانه ویتسولا مهاجرت کردند. در اسکوتیا، که آنها آنجا را اَُیوم به معنای "سرزمین آبها" نام نهادند، مستقر شدند. از قرن 3 پایتخت آنها آرهیمار در دنیپر بود. در یکی از کنده کاریهای کاخ بزرگ استانبول که به تاریخ سلطنت جاستینیان اول بازمیگردد،احتمال داده می شوند که یک پادشاه مغلوب گوتیک را نشان می دهد. در قرن سوم گات ها حداقل به دو گروه تقسیم شدند، "ثروینگی ها" و "گروثونگی". ثروینگی ها از سال 263 به امپراطوری روم متصل شدند اما در سال بعد به نزدیکی رودخانه دانوب بازگردانده شدند(سال 271). این گروه بعداً به شمال رود دانوب کوچ کرده و در آنجا مستقر شدند و پادشاهی مستقل خود را در ایالت متروک رومی ها ، داچیا، بنا کردند. هر دو گروه ثروینگی ها و گروثونگی در طی قرن 4 به خاطر داد و ستد با بوزانتین ها و عضویت در پیمان نظامی با بیزانس ها برای کمک نظامی به یکدیگر کاملاً عضو رومی ها شده بودند. آنها در طول این مدت به آریانیسم (یعنی قبول مسیح به عنوان قدیس ولی نه پسر خدا)تبدیل شدند. پادشاه فریتیجرن در سال 376 از امپراطور روم شرقی، والنس،تقاضا کرد تا در کنار رود دانوب ساکن شوند. والنس نه تنها با این امر موافقت کرد بلکه گوتیک ها را کمک کرد تا از رودخانه نیز عبور کنند اما در ادامه با آمدن قحطی و جنگ با گوتیک ها والنس کشته شد. در ادامه گوت ها در اوایل قرن 6 تحت سلطنت تئودوریک بزرگ مختصراً دوباره متحد شدند. نیروهای گوت‌های باختری در سال ۴۱۰ م. به رم تاختند. پس از فروپاشی روم غربی گوت‌ها تا دو سده و نیم دیگر در اروپا نقش بزرگی را بازی کردند. آنها در آغاز سده پنجم م. به شبه‌جزیره ایبری کوچ کردند .


9-روس ها
تاریخ روسیه با اسلاوهای شرقی آغاژ شد. اولین ایالت اسلاوی شرق.، کیوان روس، سال 988 شروع تلفیق تمدن بوزاتین ها و اسلاو ها بود که برای هزاره بعدی تمدن روسیه را شکل داد.سرانجام کیوان روس به عنوان یک ایلات از هم پاشیده و به مغول های متجاوز در سال 1230 تسلیم شد. در این مدت تعدادی از حاکمان مناطق ، به طور مثال "نووگرود" و "پسکوف" ، برای دفاع از میراث سیاسی و تمدنی کیوان روس به جنگ پرداختند

10-ژاپنی ها

دوره کاماکورا که بین سال های 1185 تا 1333 وجود داشت ، دوره ای است که حکومت کاماکورا شاگونیت روی کار بود و دقیقا زمان ورود به دوره قرون وسطی برای ژاپنی ها بود . این عصر که نزدیک 700 سال همچنان آثار آن باقی است ، عواملی چون امپراتور ، دربار ،و حکومت مرکزی سنتی دست نخورده باقی مانده اند ولی به میزان زیادی به عنوان یک نوع تشریفات در ذهن همگان جای گرفته اند . بخش غیر نظامی ، نظامی و قضایی تحت کنترل طبقه ی بوشی ها ( سامورایی ها ) قرار گرفت که این گروه قدرتمند ترین حکمرانان غیر رسمی منطقه به شمار می رفتند . این دوره به دلیل تمرکز اصلی در بخش نظامی اش ، با دوره ی سیستم شوئن ژاپن سابق تفاوت های بارزی دارد . در سال 1185 میناموتو نو یوریتومو توانست قبیله تایرا که رقیب اش به حساب می آمد ، شکست دهد و در سال 1192 وی به عنوان Seii Tai-Shogun توسط امپراتور ، منتصب شد . وی نوعی پایگاه قدرت در کاماکورا بنا نهاد . یوریتومو به عنوان اولین شوگان ، حکمرانی را آغاز کرد . اگرچه پس از مرگ وی ، یک قبیله جنگاور دیگر به نام هویو به عنوان نایب السلطنه حکمرانی شوگان ها رو بر عهده گرفت .

در سال 1281 سامورایی های ژاپنی ، کشتی های مغول ها را وارد می کردند .

. یکی از اثرات سوء که این دوره در برداشت ، تاخت و تاز ژاپنی ها توسط مغول ها در سال های بین 1272 و 1281 بود که نیروهای وسیع مغول ها با تکنولوژی های برتر دریایی و تسلیحاتی ، دست به یک تاخت و تاز همه جانبه جزایر ژاپنی زدند . گردبادی معروف با نام کامیکازه ، که به زبان ژاپنی ها به باد الهی ترجمه شده است ، به همین ویرانی هر دو نیروهای تاخت و تاز کننده مغول ها نسبت داده شده است . با این وجود برخی محققین (کدام محقق؟!) بر این باورند که امکانات دفاعی که ژاپنی در جزیره کیوشو ترتیب داده بودند ، می توانست برای جلوگیری از غارتگران ، کافی باشد . اگرچه ژاپنی ها موفق به شکست مغول ها شدند ولی این حمله غارتگرانه ، باعث ایجاد اثرات ویران کننده داخلی بود که منجر به انقراض حکمرانی کاماکورا گردید .

دوره کاماکورا در سال 1333 با نابودی شوگونات ها و بازگرداندن حکمرانی امپراطوری ( استقرار مجدد کنمو ) تحت امپراطوری گو دایگو که توسط آشکاگا تاکائوجی ، نیتا یوشیسادا و کوسونوکی ماساهیگه شکل گرفته بود ، پاپان یافت.

11- مغول ها  

امپراطوری مغول از قرن 13 و 14 حکمفرمانی را از اروپای شرقی تا آسیا آغاز کرد . این بزرگترین امپراطوری تاریخ جهان است که همچنان دوام خود را حفظ کرده است . این قوم از اتحاد کنگول ها و طایفه تورکیج ها در شهر امروزی مغولستان شکل گرفت که تحت تاخت و تاز های فراوان قرار گرفت که پس از چنگیزخان به عنوان فرمانروای تمامی مغول ها در سال 1206 اعلام شد . اگر از وسعت این طایفه بخواهیم حرف بزنیم ، این طایفه از دوناب تا دریای ژاپن و از قطب شمال تا کامبوج کشیده شده که بیش از 33 میلیون کیلومتر پراکنده شده اند و 22 درصد مجموع کل مناطق جهان را در برمیگردند و بر بیش از 100 میلیون نفر حکمرانی می کنند . عموما با نام امپراطوری جهانی مغول شناخته شده است چراکه قاره های اروپا و آسیا را در بر گرفته است . بدلیل پیروزی ها و تاثیرات اقتصادی و سیاسی این امپراطوری بر جهان قدیم ، نبردهای این طایفه یا سایر قدرت های آفریقایی ، آسیایی و اروپا ، به عنوان جنگ های جهانی قدیمی یاد می شوند . توسط تکنولوژی های جدید مغول ها ، اجناس و افکار مختلفی به آن سوی آسیا و اروپا انتقال و انتشار یافت .

اگرچه امپراطوری پس از جنگ جانشینی که در بین سال های 1260 تا 1264 رخ داد ، از حالت یکپارچگی خود جدا شده و از هم گسیخت . پس از این جنگ سپاهیان مغول و خان چاگاتای بطور غیر رسمی از وابستگی خود به امپراطوری دست کشیدند و کوبلای خان را به عنوان خان نپذیرفتند . در زمان مرگ کوبلای خان ، امپراطوری مغول ها به 4 امپراطوری و خان جدا از هم تقسیم شد که هر کدام اهداف مورد نظر خودشان را داشتند . اما امپراطوری مغول ها بطور کلی قوی و واحد باقی ماندند . خان های بزرگ سلسله یان ها ، پادشاهی چینی ها را برعهده گرفتند و پایتخت شان را در خانبالیگ که از زمان پایتختی مغول ها با نام کاراکوروم بجای مانده ، برای استفاده مجدد آماده سازی کردند که امروزه بیجینگ نامیده می شود . با این وجود سایر خان ها آن ها را به عنوان ارباب های افتخاری قبول کردند و باج ها و پشتیبانی هایی پس از پیمان صلح در سال 1304 به آن ها فرستادند و از طرفی سه خان غربی مستقل گشتند و هرکدام راه خود را در پیش گرفته و کشورشان را بدون وابستگی به آن ها در پیش گرفتند . سرانجام حکمرانی مغول در چین در سال 1368 فروپاشید با اینحال سلسله Genghisid Borjigin در مغولستان تا قرن 17 ام پابرجا ماند .




طبقه بندی: راهنما، 
برچسب ها: بازی انلاین، جنگ خان ها، بازی تحت مرور گر،
ارسال توسط nima abdoli
آرشیو مطالب
صفحات جانبی
پیوند های روزانه
امکانات جانبی

ابزار وبلاگ

قالب وبلاگ

دانلود فیلم

تحلیل آمار سایت و وبلاگ